|
از دوردست ها با تو اين منم و با تو سرشارم از هرچه زيبايست پناهم باش تا سنگينی غربت از شانه هايم فرو ريزد و ملال تنهايي از چشم هايم من از دور دست ها آمده ام از مزارع گندم از کُرت های جاليز از سرزمينی که آسمانش تنها دو پيراهن دارد روزها آبی می پوشد و شبها پيراهنی بلند که تاب می خورد در رقص هزار و يک ستاره روشن من از دور دست ها آمده ام از کوچه های کودکی از شهر رنگين قصه های پدر در شب های کشدار زمستان و از چشمان هستی بخش مادرم که تمام مهربانيش را در نگاهش به من بخشيد باورم کن که شعر در من طغيان يگانگيست و حماسه دوست داشتن من ديگر گونه دوست ميدارم و ديگر گونه يگانه ام مرا تنها می توان با من سنجيد و تو را تنها با تو که سالهاست در جستجويت بوده ام تو را يافتم و نهايت دوست داشتن را در تو تجربه کردم زمانيکه چشمانت را فهميدم و دلم ترک برداشت با تو آبی ميبينم تمام بينايي ام را چشمانت شکوه شکيبايي ، گيسوانت ادامه باران ها ، دلت ترانه درياهاست زمزمه سر انگشتان باد در خواب خوش گيسوانت زيبايي شاعرانه ايست که دلم را به بازی ميگيرد و نجابت کلامت آنچنان که هر کلام ديگر را بی رنگ مي کند در چشم انداز هر کجای طبيعت تو را می بينم در چشمه ، در دريا ، در گل ، در درخت ، در دره ، در دشت ، در کوه با اين همه هنوز در تو حيرانم که تمامی عشقی در يک وجود و تمامی آرزويي در يک لباس
من و تو هر دو درگير يه حسيم همين حس عزيز با تو بودن همين شوق تماشا کردن تو همين دل ضربه هاي هر شب من تو شکل ماه ميموني و مهتاب که مَشقِ شَب تماشاي تو ميشه به من که بی هوا نزديک ميشي هوا شکل نفس هاي تو ميشه من اون گم کردتم که لحظه لحظه تموم راه پشت رد پاشي کسي از ما به هم نزديکتر نيست مگه مي توني از من دور باشي دارم تو آينه ها شکل تو ميشم شبيه تو که نزديکي به دريا تماشا کردن تو ديوونگي نيست تو رو حس ميکنم هر لحظه اينجا همين جايي که من دلشوره دارم تو مثل حس نزديک بهاري دارم سر مي رم از تو هر دقيقه تو هم حس ميکنم اين حالو داري تموم خونه غرق بُويِ عِيدَه يه عطري غير هر روز و هميشه ميون ما يه شب راهه از اينجا همين شب تا سحر يک صبح ميشه
سلام بعد از یک سال اومدم ولی هم دانشگاه قبول شدم و هم دست دست عروسی کردم با مرد مورد علاقم که خیلی دوستش دارم و امیدوارم که به پای هم پیر بشیم ایمان جلوی همه داد میزنم میگم که بهترینی از تو بهتر نیست خیلی دوستت دارم قول می دم همشه کنارت باشم توی تمام مراحل زندگی تو سختی ها شادی ها
ولادت حضرت عباس مبارک
سالروز میلاد امام حسین بر تمام مسلمین جهان مبارک
هرگاه شیشه های زندگی را بر روی ریشه هایت حس کردی به خاطر بیاور که زیبایی شبها بها از شکستن قلب ستاره است است دهی و در تمام زندگی در کنارم باشی واز تو می خواهم که صبری همانند صبر ایوب بدهی
سلام .. بالاخره تابستون شروع شد ما کارنامه گرفتیم کردیم می خوام از فردا بریم عملگی حقوق بهمون می دن ۲۰۰۰ تومان توی کل تابستون کنکور هم که انقدر درس می خونیم حتما نفر اول می شیم خوبی در پیش داریم دیگه کاری ندارم تا بعد
قربون کبوترهای حرمت امام رضا دقیقا از روزی که توی چشم داداشم اهن خورد ۲ ماه بعدش با مامان و بابام و داداشم رفتیم مشهد اون روزها دقیقا یادم ۲سال پیش بود وقتی وارد صحن حرم شدم خیلی گریه کردم سال رفته بودم پا بوس اقام بعد از ۲ سال از این موضوع از طرف مدرسه که پایین توضیح دادم با بچه رفتیم مشهد خیلی عالی بود ولی دیگه حال و هوای اون اولین باری که رفتم و نداشت خوش گذشت ولی چون بدون خانواده بودم زیاد انچنان بهم حال نداد می گذره ولی اگه ۱۰۰۰۰ دوست بیانکه باهم برین مسافرت هیچی خانواده ادم نمی شه حالا دقیقا بعد از ۵ ماه همین امروز امام رضا طلبید که با خانواده و اقوام و دوستان و اشنایان بریم مشهد خیلی خوشحالم از این بابت حالا قرار شد ۲۰ تیر بریم مشهد خلاصه خیلی خوشحالم سکوت می کنیم راستی از یک نظر هم قرار شده ۸ یا ۱۵ دوستام بیان خونمون خیلی خوشحالم کل تابستان برنامه داریم کنکور فکر کنم تابستان خوبی در پیش دارم
یا فاطمه من تربت را پیدا نکردم چشم انتظارم مهدی بیاید تاتربتت را پیدا نماید شهادت حضرت فاطمه(س) را به تمامی مسلمانان جهان تسلیت عرض می کنم
مطی توجه کن به این نکته!!!!!!!! تو من سکته دادی مطی جون خیالت راحت شد برم دیگه کاری نداری .... برم می خوام برم بخوابم . . . . . . . مطی من رفتم مطمئنی کاری نداری من رفتما پس امیدوارم که چیزی نگی من دیگه واقعا رفتم مثل تلفن که هی می خوام خداحافظی کنیم نمی شه دوباره حرف روی حرف می یاد خوب دیگه واقعا رفتم شب بخیر لرا مریم خوابید
همین امروز مدرسه برای همیشه تموم شد رفتیم مدرسه کلی خندیدیم خیلی روز اخری خوش گذشت اما وقتی زنگ خونه خورد همه همدیگر وبقل کردیم و کلی گریه کردیم بالاخره موفق شدم اشک همه را در بیارم بیتا رو بقل کردم کلی گریه کردم خیلی گریه کردم اسمون دوست دارم نبینمشون دق می کنم کاش می شود یک روز دیگه سر کلاس می شستم فقط یک لحظه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! کاش...
سلام من دوباره اومدم امروز که از خواب بیدار شدم (البته ساعت ۱۲ ظهر) به خوابی که دیشب دیدم فکر می کردم خواب دیدم که ۲۷ فرودین قراره با برو بچ دوباره بریم مشهد من دوباره دوست دارم با بچه ها برم مشهد صبح بگیر که تا چشمامون و باز می کردیم می دیدیم یک کنه ای که اسمش وجیحه بود کنار ما نشسته بود تا نصفه شب که بزور با کتک می نداختیمش بیرون ۵ نفر بیشتر نبودیم از شانس گندمون اون کنه افتاد توی کوپه ما ولی گاهی وقتها دلم براش می سوخت هرچی بهش میگیم فقط تنها کاری که می کنه می خنده اون یکه دونه دختر با ۲ تا داداش وقتی که به دنیا اومده مامان و باباش این و نمی خواستن ولی مجبوری نگهش داشتن کتکش می زنه یا اینکه یک جا حبسش می کنه شبها وقتی نشسته بودیم یک نفر زنگ نمیزد وقتی که تلفن زنگ می زد همه حمله می کردیم طرف تلفن خوب از عید چه خبر خوش می گذره که؟؟؟ گذروندید؟؟ بیاین با همدیگر یک مسافرت بریم!!! خوش می گذره!
عیدتون مبارک!! سلام خوشگلا عیدتون مبارک !! امیدوارم که سال خوبی داشته باشید !! به تمام دوستام( مطی علی فلش - نداخالی بند -حانیه غرغرو -مهسا سوپرمن ) میگم : عیدتون مبارک!! به یک نفر دیگه که الان سایه ش وبا تیر می زنم میگم: عیدت مبارک خلاصه عیدتون مبارک!!! تو رو جون هر کسی که دوست دارید دوستون دارم!! حتما نظر بدید برید بدون نظر بیرون نرید فعلا
سالروز به امامت رسیدن امام زمان مبارک
سلامممممممممممممم!!!!!!! امروز تقریبا ۳ روز دیگه تا سال جدید مونده و امسال که گذشت سال بدی نبود ولی...!!! بعضی ها خرابش کردن!!! امسال که تموم شد ولی از ته ته دلم آرزو می کنم باشه امسال سال اخری که پشت نیمکت مدرسه می شینم این ۳ ماه تموم بشه من دوستام ومی خوام ولی آرزو می کنم ااصلا هیچ ربطی نداره یک دفعه اومد: تو قهری ظاهرا از من جدایی شبیه بچه های انقلابی نمی ایم سراغت باورم کن خودت رفتی خودت باید بی ایی !! سر این شعر کلی خاطره داریم با برو بچ!! ببخشید که زیاد چرت وپرت گفتم فکر کنم حالم خوب نیست برو بچ می گن تو خیلی صبوری هم می افتاد فقط تنها کسی که در تمام سختیهام من تنها نذاشت خدا بود خدایا اگه تو دستم و نگرفته بودی چاه عمیق کشیدی بیرون خدایا ممنون دیگه نمی خوام مثل قبل باشم می خوام از همین امروز زندگی و جدیدی و شروع کنم می خوام دوباره متولد بشم راستی گفتم متولد فردا که بیست هفتم تولد داداشم داداشی تولدت مبارک!! خوب دیگه مثل اینکه باید زحمت و کم کنم تا نوروز
دلو از دنيا بريدم، اين همه سختي كشيدم
سلام !!! فرارسیدن ماه ربیع الاول به تو دوست عزیز مبارک !!!! امیدوارم ماه خوبی داشته باشی !!!! شما را نمی دونم ولی من ماه محرم وصفر را به خوبی طی کردم !!!
قصه از اینجا شروع شد... چشمام و می بندم اشك و درد و خشم و غم . فرو مي ريزند ، و در زير پاهاي تو، اگر بخواهي ، استخوان مي شكنند ،و درختْ استوار و مقاوم بر جاي مي ماند. درخت و مفهوم بخشيدن به تداوم درخت ، سهمي از ياد نرفتني دارند .... مي خواند
|
About![]()
به یاد آرزوهایم ...
Home
|